X
تبلیغات
زولا


پنج‌شنبه 28 آذر‌ماه سال 1387
خیانت

 

 

 

با سلام  به تمامی عزیزانی که دوری منو تو این دو سال تحمل کردن ممنونم که توئ این مدت برام پی ام دادین و گفتین آپدیت کن الان خوشحالم که برگشتم با یه آپ جدید  

روی حرفم به اسمیه که توی این آپ هست  

فکر نمی کردم این چند سالی که با هم بودیم و این همه محبت و خوبی که بهت کردم 

آخرش اینجوری با این کارت جوابمو بدی. 

هر کسی تو زندگی یه لیاقت و ارزشی داره  ولی تو لیاقت نداشتی  

که با من بمونی عیب نداره دست خودت نیست به سرت اومده بازم میاد   

لیاقت تو هموناین که (. . . )

نمی دونم چی تو فکرت بود و چرا این کارو کردی فقط همین رو بدون که کارت درست نبود . 

 بحثو تا همین جا خاتمه میدم دوستان قضاوت با خودتون .  

امیدوارم خودتم بیایی ببینی و نظر بدی که چرا ؟   

 

فکر نمی کردم بزاری زارو زمین گیر بشم  

فکر نمی کردم که یه روز این جوری تحقیر بشم 

 اون همه که دلم برات به آبو آتیش زده بود 

حتی اگه سنگ بودی دلت به رحم اومده بود

سه‌شنبه 26 اردیبهشت‌ماه سال 1385
چیزی شبیه روح من!

این سایه ی غریب که در حال رفتن است

چیزی شبیه روح من است این ... نه ُ این من است

آری همان منی که از آغاز بودنش بود

آه این همان منی است که در دفتر زمان

با مشق های دلهره مشغول مردن است

این من که بر مزار خود اینگونه ناشکیب

از آنچه هست و نیست هوا خواه شیون است

از من مگیر آن نگهت را که روزهاست

تکلیف چشمهای تو با سایه روشن است

این من قبول کن که کسی جز تو نیست ُ آه

ای آشنای دور ! که نام تو بهترین است؟!

 

جمعه 5 اسفند‌ماه سال 1384
سکوت مُغ

دیگر آن عاشقانه ترین غزل ها

و شکوه آمیز ترین سرودهایی که همچون آواز پر فرشتگان

در زیر غرفه بلند و موهم این شبستان می تنید

شب هر چه می گفتم درازتر می شد

و راه هر چه می رفتم درازتر می شد

من دیگر از گفتن

و من دیگر از رفتن

و من دیگر از سرودن

من دیگر از ترنه خواندن خسته گشتم

افسرده گشتم نو مید شدم ساکت ماندم...

ساکت ساکت!

سه‌شنبه 13 دی‌ماه سال 1384
اینجا سرزمین دلهای وصله دار

 

اینجا که رسیدی

یاد بگیر تمام یاد نگرفتنی هارا

که بالا تر از سیاهی رنگی نیست

شعار رنگ ها را زمزمه کن

سرزمین دل های وصله دار را

روی خط پایت رد گم میکند

اینجا که رسیدی

اسمان را بپوشان......

 

چهارشنبه 30 آذر‌ماه سال 1384
خاطرات تو

یک بغض کهنه که مانده کنار خاطرات تو

من را صبور نشانده کنار خاطرات تو

ای تو بهانه قلبم که می روی زدستانم

از من ببین چه مانده کنار خاطرات تو

عمری چکید به پای تمام ارزوهایش

شمعی که مرثیه خوانده کنار خاطرات تو

با گریه چشم نشانده کنار خاطرات تو


   1       2       3       4    >>
آرشیو

قدمتون گل بارون : 82237


عناوین آخرین یادداشت ها